اخلاق مهندسی

12 08 2008

توی دانشگاه درسی داشتیم به نام اخلاق. نمی خواهم بگویم که این درس چیز مهمی نداشت، چرا که واقعاً اینطور نبود؛ مثلاً به ما یاد دادند که لخت جلوی آینه خودمان را نگاه نکنیم چرا که تحریک می شویم و ممکن است به طرز نامناسبی به خودمان دست بزنیم. البته فکر نکنید تمام مفاهیمش به همین سادگی بود چرا که من آن درس را با نمره هفت افتادم. البته علت افتادنم این بود که امتحان مان همزمان با درس آب و فاضلاب بود. حالا نه اینکه فکر کنی آب و فاضلاب را بیست شدم؛ نه، آنرا هم با یازده پاس کردم. از بحث دور شدیم.
برای یک دانشجوی مهندسی، خیلی مهم تر از درس اخلاق، درس “اخلاق مهندسی” است. پریشب ها که اخبار گفت یکی از ساختمانهای بتنی باشگاه انقلاب فرو ریخت و ده نفر مردند و زخمی شدند یاد این نکته افتادم. طراحی یک ساختمان شاید سهل ترین کار دنیا باشد از لحاظ علمی. دو میلیون سال است که انسانها سرپناه می سازند و در شرایط عادی سرپناه فرو نمی ریزد. تمامی اصول طراحی در کتب و آیین نامه ها موجود می باشند و باور کن که فهم شان هم چندان مشکل نیست؛ یعنی همان لیسانس عمران کاملاً جوابگویش است. پس چرا باز هم شاهد اینگونه اتفاقات هستیم؟ جز این است که تیم طراحی یا اجرا یا نظارت، به تنهایی یا دسته جمعی یک مشت دی وث بوده اند که کوچکترین بویی از “اخلاق مهندسی” نبرده اند. علی الخصوص تیم اجرا (پیمانکار) و نظارت. پیمانکاران که دیگر رایحه گند کثافت کاریشان را همه شنیده ایم. پیمانکاران و بساز بفروش هایی که مرغ فروشی داشتند و وقتی شلوارشان دوتا شد تصمیم گرفتند که علاوه بر زن صیغه ای وارد کار ساختمان هم بشوند. دستگاه نظارتی که بعضاً قیمت شان یک پرس کوبیده و سالاد و دوغ است، و البته آنهایی شان که قیمت های بالاتری هم دارند و اشتباهات بزرگتر در پروژه های مهمتر را “نمی بینند”.
فکر کنم صحبت و امتحان و تنبیه و جریمه و زندان روی آشغال هایی که الآن توی این بازار هستند موثر نیست، ولی قطعاً تاکید اصول اخلاق مهندسی به دانشجوها خیلی از این اتفاقات جلوگیری خواهد کرد. حداقل توی یک ترمی طی یک واحد درسی باید به دانشجوهای مهندسی شیرفهم کنند که همین کارهای ظاهراً ساده شان با جان مردم سر و کار دارد. اصلاً ماجرا را قشنگ تر کنند و چیزی شبیه سوگند بقراط پزشکان ابداع کنند. حالا نه اینکه سوگند بقراط مشکل خود پزشک ها را حل کرده، ولی حداقل اسمی از اخلاق و مسئولیت و این مسائل شنیده اند.


کارها

اطلاعات

12 جواب

12 08 2008
عماد

سلام
بعله … اخلاق اسلامي در كل مهندس‌كشه … رفتيم سر جلسه و استاد محترم فرمودند كه هر كي فقط سر جلسه حاضر بشه و سفيد تحويل بده، بهش مي‌ديم 10 … حالا نمي‌دونم چه اتفاقي افتاد كه ما اون همه نوشتيم و باز هم شديم 10
از خوندن نوشته‌هات لذت مي‌برم … ممنون.

12 08 2008
رامین

تکبیر !

12 08 2008
mahdi

من فکر میکنم نسل جدید مهندسین عمران با سوادتر و با وجدان تر باشند
البته اگر تا وقتی که کار گیرشون بیاد وجدانشون نپره

12 08 2008
سروش

جالب بود مهندس جان

12 08 2008
محمد

لینکهای بلاگم پاک شده بود و از محمد آجرپاره سراغ لینکهای قدیم رو گرفتم یه سری لینک برام فرستاد و بماند که داستانش طولانی هستو یکی از دوسام همه لینکها رو اد کرد الان داشتم سعی میردم دونه دونه مرتبشون کنم و اضافه ها رو پاک کنم که به بلاگت رسیدم از تایتل بلاگت یعنی روزمرگی.. خیلی خوشم اومد وقتی پستت رو خوندم دیدم چه خوب شدش لینکت کردم(بماند اولش ناخواسته بود).وقتی ما هیچ اخلاقی نداریم دلت میخواد اخلاق کاری داشته باشیم؟ به شخصه دست از ساختن کشیدم چون یا باید دزد بود یا احمق.فعلا” زدم تو کار بازسازی که بدون دزدی هم میشه توش سود کرد.
پاینده باشید.

13 08 2008
علی

من بساز و بندازهایی رو دیده ام که به جای استفاده از ستون فلزی چوب قرار میدهند و فقط یه نیم متری رو اهن میزارند تا دیده بشه.3 سال قبل خونه ای رو خریدم بعد فهمیدم یکی از خوابها قبل از تکمیل نشست کرده است و ماستمالی کردند و به ما انداختند با مهندسش تماس گرفتم گفت من فقط امضا کردم اصلا سر ساختمان نیامدم.من هم محترمانه به یکی دیگه انداختم.

13 08 2008
Goli

That was tragic

14 08 2008
محمد

درس اصول مدیریت یه استاد پیرمرد بددهن داشت، می‌گفت پیمانکار یه دزده که همش می‌خواد از مصالح و هم چیز بزنه، ناظر یه دزده که از پیمانکار و مشاور جداگانه می‌گیره که خطاهاشون رو گزارش نکنه، مشاور یه دزده که تو تهران پشت میزش نشسته و محل رو ندیده طرح می‌ده، کارفرما هم اگر با دزدی پولشو به دست نیاورده باشه، یه احمقه که داره گول مشار رو می‌خوره!

14 08 2008
محمد

یه نکته‌ی مسخره، وبلاگ بلاگفات برای من از فی.لتر در اومده!
************************************************************
برادر یعنی تو رسماً دهن منو زدی! هی نشستی زیر پام بیام وردپرس، تو این سن پیری با این همه مشقت اسباب کشی کردم. حالا تا دارم جا میفتم و با سختی های این وردپرس کوفتی یکی یکی کنار میام، دوباره اومدی و خبر خوش بیموقع میدی و منو وسوسه می کنی برگردم به بلاگفای عزیز؟
گذشته از شوخی، مگه اصولاً امکان همچین چیزی هست؟

15 08 2008
محمد

:) ) خب الان چند روزی هست که فیـ.لترینگ کمی تغییر کرده و خیلی از سایتها باز شدن و خیلی‌ها هم مثل یوتیوب مسدود شدند.
حالا یه چیز در مورد مشقت اسباب کشی، نمی‌دونم در جریان دعوای بین وردپرسی‌ها و مدیر بلاگفا هستی یا نه؟ بچه‌های وردپرس فارسی یه سری برنامه تحت وب نوشتن که با یک کلیک از کل آرشیو وبلاگ بلاگفا به همراه کامنتاش بک‌آپ می‌گیره و آماده می‌کنه برای انتقال به وردپرس!

26 08 2008
badahwazi

اينا كه گفتي قبول.ولي شما تو ايران نيستي و از خيلي چيزا بي خبري عزيز.تجربه دانشجو بودن تو ايران رو داري ولي تجربه مهندس بودن رو نه.
***********************************************************
تجربه مهندس بودن توی ایران را دارم. یکسال و نیم مشاور بودم و کمتر ازیک سال پیمانکار.
بعدش هم چیزی که گفتم یک بحث خیلی خیلی کلی بود و ارتباطی با سابقه کار ندارد
البته منکر این نیستم که شخصی با سابقه کار زیاد حتماً می تواند نظر دقیق تر و کاربردی تری بدهد و تجربه کاری اندک من تنها در حد “آشنایی” با محیط کار مهندسی ایران است

6 10 2008
معمار رسکت

سلام برادر
خیلی باحال بود خوشم اومد
خسته نباشی
من تو سرچ اخلاق مهندسی پیدات کردم
به خصوص این کامنتهایی که دوستان گلمون گذاشتن
خیلی باحال بود
حرف استاد آقای محمد هم خیلی باحال بود
در معرفی پیمانکار و ناظر و مشاور و کارفرما
به من سر بزن خوشحال میشم
امیدوارم اگه این بار دوتا درس با تداخل امتحانی مواجهه شد
بتونی واقعا بیست بیاری
با حال بود
بای:):):):):):)

دیدگاه‌تان را بنویسید: