دوچرخه

2 07 2008

­­­­دوچرخه ام را دوست دارم. در سن بیست و شش سالگی یک دوچرخه کورسی سیاه رنگ دست دوم خریدم که عمرش اش یک کمی از خودم بیشتر است؛ فکر کنم سی یا چهل ساله باشد*. صد و سیزده دلار بالایش سلفیدم ولی راضی ام. حتی از شما که همین الآن مالتیپل زدی راضی ترم. ان شاءالله که دلار دلار این پول گوارای وجود فروشنده باشد. ان شاءالله که با همین پول یک حساب پس انداز باز کند و چندین سال بعد بچه اش را بفرستد کلاس کنکور.

آدمهای دنیا دو دسته هستند: کسانی که دوچرخه کوهستان سوار می شوند (تازه به دوران رسیده ها) و آنها که دوچرخه کورسی سوار می شوند و همچنین دسته قابل صرف نظری که اصولاً دوچرخه سوار نمی شوند. من کورسی سوار هستم. من کورسی “قدیمی” سوار هستم. همانی که دوچرخه لاغر سیاه رنگش عینهو فشنگ از کنار شما رد می شود. همانی که شما فقط باد عبورش را در موهایت حس می کنی. همانی که فقط یک خط سیاه رنگ در نگاهت به جا می گذرد و همانی که هربار رد می شود از خودت بدت می آید و یادت می افتد که دوست داری آدم دیگری باشی: یک کورسی “قدیمی” سوار.

دور دانشگاه می زنم و از در پشتی وارد می شوم و دوچرخه ام را کنار در پشتی می بندم. حالا هر وقت که نشستن پشت کامپیوتر قلبم را تیره و تار کرد می توانم بلند شوم، کش و قوسی بیایم، بایستم کنار پنجره و دقایقی چند را به دوچرخه ام که لمیده به میله نگاه کنم. نیم ساعت یکبار اینکار را انجام می دهم و باور کن توی همان نیم ساعت هم دلم برایش تنگ است.

 

* نخند آقاجان، من هم دلایل خودم را برای خریدن یک دوچرخه چهل ساله دارم، و خودم هم می دانم که با همین پول یک دوچرخه نو می توانستم از والمارت بخرم. اما توجه کن روی جای جای بدنه این ببر بنگال من حک شده “مید این کانادا”، حتی روی رینگ چرخ اش. و تنها عضو آسیایی اش سیستم دنده اش است که آنهم “شیمانو” و “مید این جاپون” است و برادران اطلاع دارند که “شیمانو” حرفه ای ترین سیستم دنده دنیاست. حال آنکه دوچرخه نوی شما صد در صد ساخت چین است. از این مباحث مارک و کشور سازنده هم که بگذریم، دلیل دیگری هم دارم: دوچرخه من چهل سال است که سرپاست، یعنی امتحانش را پس داده و حداقل چهار-پنج سالی هم برای بنده دوچرخه خواهد بود.


کارها

اطلاعات

6 جواب

18 07 2008
Ghahraman

سلام مهندس خسته، چطوری؟
اگه گفتی من کیم؟! هان؟ نمی‌گم…حدس بزن…اگه نتونستی بعدا میگم…یه زمانی برات نوشابه باز می‌کردم، این هم از راهنمایی…

نکنه تو رفتی خارج؟! یادمه که دوست دخترت که البته زنت شده بود (به مبارکی و میمنت) بورسیه گرفته بود…محض اطلاعت من یه دوچرخه کوهستان دارم، تازه به دوران رسیده هم نیستم بی‌ادب! من دوچرخه سواری رو با یه هامبر انگلیسی یاد گرفتم، که سنش دو برابر سن دوچرخه کانادیی تواه! (اسمایلی زبون)…دوچرخه کوهستانم هم مارک پژوه:دی دنده‌هاش و سیستم ترمزش هم شیمانو…فکر کردی فقط خودت بلدی پز بدی؟!
:D
*************************************************************
نه والله
روحم هم خبردار نیست شما کی هستی
مخصوصاً با اون نشانی که از دوچرخه ات دادی: رفیق رفقای ما اصولاً در سطحی نیستند که پژو سوار شوند

18 07 2008
Ghahraman

:)
آی، آی! مهندس خسته جان…
یه بار دیگه هم اومدم تو اون وبلاگ قبلی ازت پرسیدم تنگ یعنی چی؟! نگفتی! حالا بگو ببینم تنگ یعنی چی؟
منم می‌گم کی‌ام ;)
یه راهنمایی دیگه…برو تو مایه‌های کوهنوردی و اینا…یادمه اهل کوه و اینا بودی…
راستی صفحه درباره من رو هم خوندم. به سلامتی کانادا خوش می‌گذره؟
*****************************************************
تنگ را قبلاٌ هم توضیح داده بودم… مخففی است از
tired engineer
برای توضیحات اکمل تر بند چهارم این پست قدیمی رو ببین
http://teng2.wordpress.com/2006/12/16/%d9%be%da%98%d9%85%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/
توضیحاتت کمکی بهم نکرد، چون من با افراد خیلی اندکی کوه رفته ام
برادر، ما را سر کار گذاشته ای؟

18 07 2008
Ghahraman

:D
ما دوستان وبلاگی بودیم فقط.مهندس خسته جان. قبلا ها سری به کلیمانجارو می‌زدی… حواست که هست؟ کلیمانجارو ;)
************************************************************
هاااااا… یادم اومد
بله قربان یادم هست. اسمتون هم احمدرضا بود

23 07 2008
Ghahraman

آفرین مهندس خسته جان :)

7 03 2009
parstabar

سلام مهندس ، من بهت نمیگم خسته جان حیفه که آدم تو کانادا یا هر کجائی دیگه باشه و اسم خستگی بیاره ، راستی راستی اینطوره ؟ من که باور نمی کنم . مهندس جان من هم یه مثل تو به دوچرخه ام که از نوع ” هامبر ” و ساخت انگلیس است فوق العاده علاقه مندم دو چرخه ام ساخت 40 سال قبل است و نمی دانم دست چندم است یه دو ماه میشه که خریدمش 65 هزار تومن ، با وجود عمر طولانی اش خیلی تمیز مانده معلوم است که خیلی ازش کار نکشیده اند ، مدتها بود که آرزوی یک چنین دوچرخه ای را داشتم که خدا هم منو به آرزوم رساند و با این قیمتی که اونو خریدم ، شکر که هیچ باور کن که مثل عسل می ارزد چون در ایران سالهاست که دم مغازه های دوچرخه فروشی فقط دوچرخه چینی هست وگهگاهی هندی ، قبل از این من یک دوچرخه دراگون چینی داشتم که خیلی باهاش عذاب می کشیدم ، هیچوقت نشد که بطور درستی دو ماه بدون اذیت کردن کار کند ، خیلی هم کال بود ، مدتها بود که در کنار یک مغازه آرایشگری تعدادی دوچرخه دست دوم می دیدم که بهم زنجیر شده بودند وبینشان دوچرخه رالی و هامبر تمیز وجود داشت ، ابتدا فکر می کردم که محل پارکشان در آنجاست اما بعد از مدتی از آقای آرایشگر که دوست قدیمی ام است در مورد دوچرخه ها پرسیدم ، گفت که ” برای فروش تحویل من داده شده اند ! خیلی خوشحال شدم ، به او پیشنهاد کردم که آیا حاضر است بجای قسمتی از پول یک دوچرخه هامبر چرخ چینی ده ساله ام را ببرد ؟ و او با کمال میل پذیرفت ، روز بعد دوچرخه ام را با سندش بردم سراغ آرایشگر دوچرخه فروش ! قیمت تمیزترین دوچرخه هامبر را ازش پرسیدم گفت ” 65 هزار تومان ” که به نظر من خیلی هم زیاد نبود ، بعد از انجام یک چک وچانه مخثصر ، 40 هزار تومان به اضافه چرخ قبلی خودم به او دادم وصاحب یک دوچرخه هامبر شدم و چشمم به دنیای دیگری باز شد ، چقدر راحت وروان است ، تفاوت صنعت دو کشور را حالا حس می کنم ، مهندس جان ، خسته نباشی

2 05 2009
سام رضایی

سلام دوست من
دوچرخه یعنی کورسی اونم فقط پژو
آره دوست من دقیقا نوشته های شما را تصدیق میکنم هاست که کورسی پزو دارم به رنگ آبی و با هیچ دوچرخه ای عوضش نمیکنم
دوچرخه کوهستان مال آدمایی هست که تفننی حال میکنن و
شاید فردا برن و با یه چیز دیگه سرگرم شن

دیدگاه‌تان را بنویسید: