همانطور که مشخص است تاریخ این کنسرت گذشته و من فقط میخواهم چیزی در مورد شب دوم کنسرت بنویسم. البته من دیروز یادم رفت ذکر کنم که علاوه بر نوشتن مطالبی در باب فیلمهای اثرگذار سینمای ایران (اثرشان این است که قسم میخوری دیگر سینما نروی)، مطالبی هم در مورد کنسرتهای اندکی که برگزار میشود بنویسم (البته اگر توفیق رفتن را بیابم).
کنسرت در سالن کاخ نیاوران برگذار میشد. البته این سالن چیز خاصی نیست؛ سالن ورودی کاخ است که مسطح است و صندلی پلاستیکی توی آن چیدهاند. نوازندگان هم هر دو اتریشی بودند و فلوتیه استاد دانشگاه هم بود. با اینکه کراوات هم نزده بودند نمیدانم چرا انقدر خوشتیپ و باکلاس بودند و ما حضار عقبمانده با ورود اینها فقط بهت زده نگاهشان کرده و دست میزدیم. فکر میکنم اگر آهنگ هم نمیزدند ما راضی بودیم که فقط نگاهشان کنیم. نتیجهگیری و سؤال منطقی:
نمیدانم چرا ما ایرانیها بلد نیستیم لباس بپوشیم؟
دوئت یعنی قطعهای که دو نفر آنرا مینوازند. روی سن یک پیانو هم بود. جای ما در کنار سالن بود. قبل از آمدن نوازندگان یک اسکلی (oscol) کنار دست من نشسته بود که به زیداش میگفت:جام بده و پیانو رو خوب نمیتونم ببینم…. آخه مگه مجبورید بیاید کنسرت وقتی نمیدونید چه سازی توش میزنند
فکر کنم بهتر است از حواشی خارج شویم و به اساسی بپردازیم، گرچه سوادی ندارم و فقط آنچه دیدم را میگویم… فقط انقدر میدانم که توی دوئت فلوت و گیتار، پیانو نمیزنند….
برنامه از دو بخش کلی تشکیل شده بود که بخش اول آهنگهای “استاندارد” بود:
- موتزارت (آهنگی که در 8 سالگی نوشته بوده)
- شوبرت
- جولیانی
و بخش دوم کارهای نابغه موسیقی آمریکای لاتین-آستور پیاتزولا- بود. اگر به گیتار و موسیقی کلاسیک علاقه دارید حتماً سیدی زیر را تهیه کنید (شامل %90 بخش دوم برنامه میشود):
PIAZZOLLA FOR TWO: TANGOS FOR FLUTE AND GUITAR
تانگو بر خلاف تصور ما یک رقص تند نیست. یک فرم آهنگ است که توسط ملوانان اروپایی که به بنادر آمریکای لاتین میآمدند اجرا میشده (با ساز دهنی، باندئون و …). تانگو در ابتدا حالتی عامیانه و ریتمهای تندی داشته… یواش یواش با کلاس و سانتیمانتال میشود و پس از مدتی دوباره مقداری به ریشههایش بر میگردد. این سیر تکامل چندین دهه طول کشیده و قطعه Histoire du Tango شامل چند بخش است که این سیر را نشان میدهد (این قطعه هم در کنسرت اجرا شد. لطفاً در حالات احساسی به این قطعه گوش نکنید چرا که بد داغون میکند). سیدی گفته شده را میتوانید از شهرکتاب آرین تهیه کنید. اگر خوشتان آمد مرا هم دعا کنید و اگر نه… فکر نمیکنم با هم صحبتی داشته باشیم.
چند نکته:
- یک قطعه کلاسیک از چند بخش تشکیل میشود. به عنوان مثال:
W.A. Mozart (نام آهنگساز)
Sonate C-Dur KV 14 (نام قطعه)
Allegro (نام بخش اول و سرعت اجرای آن)
Allegro (نام بخش دوم و سرعت اجرای آن)
Menuetto primo (نام بخش سوم و سرعت اجرای آن)
بین هر بخش ممکن است نوازندگان چند ثانیهای مکث کنند. در پایان هر بخش از یک قطعه دست نزنیم. خیلی نکته سادهای است ولی نمیدانم چرا رعایت نمیشود… حتی اگر اولین بار است که آهنگ را در زندگیمان میشنویم حداقل کاری که میتوانیم بکنیم این است که بروشور را بخوانیم و دنبال کنیم و بدانیم نوازندگان چندمین بخش از قطعه را مینوازند، و انتهای “قطعه” دست بزنیم.
- سفیر اتریش هم در کنسرت حضور داشت. قبل از شروع بخش دوم کنسرت آمد روی سن و در حد نصف صفحه فارسی صحبت کرد. خیلی جالب است که انقدر زحمت کشیده و برای یک پست موقتی چندساله فارسی یاد گرفته. سفرای ما که هیچی، اما گندهتر از اونها هم مترجم دارند…
- در دوئت فلوت و گیتار پیانو نمیزنند
